تبلیغات
(◕︵◕)كلبه تنهایی(◕︵◕) - بی قرار

(◕︵◕)كلبه تنهایی(◕︵◕)

بی قرار

در این شبهای بی قراری چیزی نمانده که با دلم در میان بگذاری

همه چیز از احساست پیداست ، در این لحظه های نفسگیر ،

چیزی نمانده جز دلتنگی و انتظار

و این دل عاشق من ، همیشه بهانه میگیرد از من ...

بهانه تو را ، تو را میخواهد نه دلتنگی ها را، تو را میخواهد نه به انتظارت نشستنها را

در این شبهای بی قراری چیزی نمانده از من ، جز یک دل بهانه گیر

باز هم گرچه نیستی در کنارم ، اما در این هوای سرد ،

عشق نفسهایت مرا گرم نگه داشته...

به این خیال که تو هستی ، همه چیز سر جای خودش باقیست ،

تنها جای تو در کنارم خالیست،

به این خیال که تو هستی شبهایم مهتابیست ،

تنها درد من در این شبها ، تنهاییست

به این خیال که تو هستی ، بی خیال همه چیز شده ام ،

در حسرت دوری ات تنها و آشفته ام

کجا بیایم که تو باشی ، کجا بروم که تو را ببینم ،

کجا بنشینم که تو هم بیایی،دلم تنها به این خوش است که هر جا باشی ،

همیشه در قلبم میمانی

اما تو بگو دلتنگی هایم را چه کنم؟ ، لحظه به لحظه بهانه های این دل بی تابم

را چه کنم؟

تو بگو اشکهایم را چه کنم ، انتظار ، انتظار ، این انتظار سخت را چه کنم؟

فرقی ندارد برایم دیگر ، مهم این است که تو هستی ، مهم این است که همیشه

و همه جا مال من هستی

اگر من در این گوشه تنها نشسته ام و به تو فکر میکنم ،

تو در گوشه ای نشسته ای و در خیالت به من نگاه میکنی ،

اگرمن با هر تپش از قلبم تو را یاد میکنم ، تو در آن گوشه با یادت مرا آرام میکنی

اگر من در این گوشه چشم انتظار نشسته ام ،

تو در آن گوشه از شوق دیدار همه ی چوب خطهای این انتظار را پاک میکنی...



گریه شاید زبان ضعف باشد
شاید خیلی كودكانه
شاید بی غرور...
اما هر وقت گونه هایم خیس می شود می فهمم...
نه ضعیفم!!
نه یك كودكم!!!
بلكه پر از احساسم...
                                                                                
                                                                                  



[ دوشنبه 28 اسفند 1391 ] [ 12:22 ب.ظ ] [ sara ] [ نظرات() ]