تبلیغات
(◕︵◕)كلبه تنهایی(◕︵◕) - عزیزم:

(◕︵◕)كلبه تنهایی(◕︵◕)

عزیزم:

همان طوری كه پس از هر سیاهی سفیدی است و بعد از هر غروبی طلوعی و پس از هر شبی، روزی هست، من هم پس از چندین بار شكست بالأخره راه پیروزی را یافتم. در آن جاده كه در دو طرفش درختان محبت با شاخه های صفا و میوه های وفاست تو را دیدم كه سوار بر اسب سپید عشق نشسته بودی و مرا می خواندی و من هم دوان دوان می آمدم. تو در كنار چشمه ای نشستی و جرعه ای از آب صمیمیت را به من خوراندی و مرا بیش از پیش پایبند خود نمودی. دوستت دارم و می دانم كه دوستم داری برای همیشه...  

نام تو را جستجو می كنم:
نمی دانم چه بنویسم، اما می دانم هر چه بنویسم باید از تو بنویسم از تو كه زندگی را به من آموختی...
از تو كه وقتی تو را شناختم فهمیدم دنیا دست كیست...
از تو كه طعم زنده بودن را به من فهماندی.


در بوستان زندگی شاخه ای به نام سلام تقدیمت می كنم تا به تو بگویم:
می خواستم آسمان آبی را تقدیمت كنم كه همیشه صاف و آبی نیست خواستم تو را در دل بپرورم اما دیدم قلبم هم روزی می شكند و اكنون تو را در یاد و خاطرم می پرورانم كه همیشه همراهم است.

بار ها قسم خوردم كه نامت را بر زبان نیاورم اما افسوس كه تمام قسم هایم با نام تو بود هر گاه گریه می كنم تو را در اشكهایم می بینم، آنگاه آنها را پاك می كنم كه كسی تو را نبیند هر گاه می خوابم تو را در خوابم می بینم و آنگاه بیشتر می خوابم كه تو را بیشتر ببینم...

گریه می كنم تا تو را در اشكهایم ببینم
                   
                         اشكهایم را پاك می كنم تا دیگران تو را از من نگیرند


[ سه شنبه 5 اردیبهشت 1391 ] [ 10:19 ق.ظ ] [ sara ] [ نظرات() ]