تبلیغات
(◕︵◕)كلبه تنهایی(◕︵◕) - عشق من..

(◕︵◕)كلبه تنهایی(◕︵◕)

عشق من..

بنام یكتا دلها كه ذكر و یادش گریه شبانه ی عاشقان است.

خدمت تنها امید جاودانه ام و تك ستاره شبهای تارم، سلام عرض می نمایم چرا كه با نگاهت از خوشی سر شوق می آیم و با لبخندت به یار عاشقان سفر میكنم، چرا كه با نگاهت از  خوشی سر شوق می آیم و با لبخندت به یار عاشقان سفر میكنم، چرا كه من لحظه لحظه زندگیم را در هوای با تو بودن و در فكر با تو بودن چنان دل گرفته ام كه نمی توانم توصیف كنم،عزیزم:

آنقدر تو را دوست دارم كه نمی دانم در این چند صفحه كاغذم چه بنویسم كه معنی عشق مرا به تو ثابت كند!

دیگر سر سبزی بهار هم نمی تواند بر روی زخم كهنه عشق سر همی بنهد، ای كاش در كنارم بودی و از لا لایی قصه های انتظارم غمگین می شدی.

خوش به حال پاییزی كه هر گاه از راه می رسد تو را با سبدی از لبخند برایم به ارمغان می آورد و لحن بهار كه همیشه آهنگ دوری تو را برایم می سراید.

انگار تقدیر این گونه مینویسد كه من هر گز در كنار چشمان تو آرام نگیرم ولی نمی دانی من چشمانت را به صد دنیا نمی دهم و تو مرا آنچنان اسیر چشمانت كردی كه فقط نرگس های مهربان می دانند.

دیشب شكایت تو را به آسمان كردم و آسمان آنچنان گریست كه تمام ماهی های مهربان در زیر رگبار آسمان به همراه موجهای التماس به سوی دریا رفتند ولی من یك موج گیسوی تو را به صد دریا نمی دهم، ولی چه بگویم ، چگونه باید به تو گفت:

كه عزیزم من تو را اندازه ی تمام دوستی ها دوست دارم

ای تنها هستی وجودم هر گز فراموشت نخواهم كرد گر چه تو مرا فراموش كنی باز به یادت هستم هر گز نمی گذارم قلبم بدون وجود تو تپش كند، چون دلم فقط به دنبال توست و فقط تو را می خواهد و تو را آرزو می كند...


پسر به دختر گفت اگه یه روزی به قلب احتیاج داشته باشی اولین نفری هستم که میام تا قلبمو با تمام وجودم تقدیمت کنم.دختر لبخندی زد و گفت ممنونم

تا اینکه یک روز اون اتفاق افتاد..حال دختر خوب نبود..نیاز فوری به قلب داشت..از پسر خبری نبود..دختر با خودش میگفت :میدونی که من هیچوقت نمیذاشتم تو قلبتو به من بدی و به خاطر من خودتو فدا کنی..ولی این بود اون حرفات..حتی برای دیدنم هم نیومدی…شاید من دیگه هیچوقت زنده نباشم.. آرام گریست و دیگر چیزی نفهمید…

چشمانش را باز کرد..دکتر بالای سرش بود.به دکتر گفت چه اتفاقی افتاده؟دکتر گفت نگران نباشید پیوند قلبتون با موفقیت انجام شده.شما باید استراحت کنید..درضمن این نامه برای شماست..!

دختر نامه رو برداشت.اثری از اسم روی پاکت دیده نمیشد. بازش کرد و درون آن چنین نوشته شده بود:

سلام عزیزم.الان که این نامه رو میخونی من در قلب تو زنده ام.از دستم ناراحت نباش که بهت سر نزدم چون میدونستم اگه بیام هرگز نمیذاری که قلبمو بهت بدم..پس نیومدم تا بتونم این کارو انجام بدم..امیدوارم عملت موفقیت آمیز باشه.(عاشقتم تا بینهایت)





[ یکشنبه 14 اسفند 1390 ] [ 10:02 ب.ظ ] [ sara ] [ نظرات() ]